بخواب آرام جان، در آن هنگام که می وزد آفتاب بر گونه ات. از لبخندم. در آن دم که می ماند به خنده شاخسار بید، صلیب می شود انتهای پیچ رشته موها قهوه ای ام روی پیشانی ات. بباف آنگاه، تا پریشان تر از این نشود افکارم. و ببین تمام حس لامسه هم را، که به یکباره خطا می رود در ماه. و بوسه هایم، بر خاک، بر آب، بر چشمه، نشانه می رود قلبشان را اما منبسط می شوند انگار، در سبکسری های ناجوانمردانه جو این کره. انگار که این "من" زمینی نباشد. آن خاک، آن آب، آن چشمه هم... و یکایک چراغ های فلسفه خاموش شود در ورودی سرسرای مذهب انسان پرستی نو. بخواب آرام جان، من بیدار تر از این حرفها هستم در نازایی خوابهای تو. بیدار تر از هر آنچه تو نوازش می خوانی اش. و من خطای لامسه و من نگاه، و من فلسفه، و من آفتاب، و من چقدر شبیه تو، و من غرق تو، و من فرق تو، و من دور از تو، و من وهمی خون آلود از تو، و من تو، و تو خواب. قصه هایم مسکن است به "ضم". و مسکن به سرکش کج آغوش درست بالای "میم". بخواب آرام جان، که انگار من تو را خوابانده ام نه خستگی... من و آواز پنجره ای بکر،یا مریمی تر از آن:باکره... در دوردست ترین نقطه دنیا کنار شوفاژی گرم که تقلید می کند بدنم را. بخواب آرام جان بخواب که انگار من تو را خوابانده ام نه خستگی...

پ.ن:خستگی هایت خواب تو را از من،فکر مرا از تو،تو را از من و خواندنم را از تو گرفته...!فکرش را بکن روزی را که دیگر خسته نباشی...!

پ.ن:اینم واسه خاطر تو: ...! /

پ.ن:ترک یار و دیار و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه نمی شه کرد که به خاطر یه "ندیدن" همیشگی... نه مگه؟

------------------------------------------------- - - -  -  -  -   -   -   -    -    -    -     -

و شاید آخرین اضافه ها بر این پست:وقتی همه چی خوبه کافیه یه پست فقط یه پست بخونی که بفهمی همه چی تظاهره و تو خوبی خودتو مدیون قوه ای هستی در مغزت به اسم... میل به زندگی حالا  به هر شکلی.اما هیچ کس نمی دونه یه نوشته چقدر می تونه تمام تو رو ناتمام کنه

به خودم:بچه جان!خبر نداری هر لحظه داری گریه می کنی اما اشکات هیچکسو خفه نمی کنه...

(تذکر:این قسمت پست به باقی قسمت ها و شخص مورد خطاب در باقی قسمت ها وصل نیست فقط تحت تاثیر یه نوشته ست و سکوتی در پی اون)

به خودم:آره!منم بابت خیلی چیزا متاسفم... خیلی چیزا...!

"شو ماست گو آن" و من دیگه نمی خوام گریه کنم... اما بغض چرا!

The Show must go on!
Inside my heart is breaking,
My make-up may be flaking,
But my smile, still, stays on!