تلخ
خر و پوف های خام خوشه های خراب مذهب خرافه پرستی
به راستی این بود؟
بمب زمزمه حدیث نفسی گندیده در سیلاب مرگ و توهم تنفس عمیق در خونابه های آزاد
لنگ تمام پاهای چرخ خشونت به قوس کمر قدرت...
و شب چه قدر خوب است وقتی بحث تخت و تابوت همه رنگ باخته ی برهنگی ذهن من است در آغوش گرمای شبانه تو...
+ نوشته شده در ساعت 8:39 PM توسط فروغ محمودي