یک سیب در مغزت خالی خواهم کرد

در ژرفای مرثیه ای

به حرمت پیچیدگی تناقض

در دورترین نزدیکی اجداد خدا

   

یک سیب در مغزت خالی خواهم کرد

آنگاه که "من" دیوانه جنون شلیک تو می شود در من...

در انتهای آخرین شعاع بارقه ای از تلخند تو

و دوران در جو گرم حریقی آگاه

 

یک سیب

در مغزت

خالی خواهم کرد...