روح بزرگوار
از ستون مهره ام بالا می روی
تسبیح می شوم و چرخش
تمام من را دور می زند.
می شوی خدا،می شوم حوا
گور پدر سیبی که از دست تو نباشد.
حادثه ای می شوم که نیفتاده
باز آفریده ی نفس هایت
همین یک لحظه را که گرم آفرینشی
با چشم های باز عروج می کنم.
لالایی های وحی گونه،
صدای توست ته دلم:
فتبارک الله احسن الخالقین...
روز شد.
+ نوشته شده در ساعت 2:10 AM توسط فروغ محمودي
|